تبليغاتX
پاش - سیوند و پاسارگاد

پاش

مقالات

سیوند و پاسارگاد

 

 دوستی این را نوشته . بخوانید و لطفاْ نظر بدهید :

 

وظيفه‌ي دولت، تنها فروش نفت نيست. حفاظت از ميراث فرهنگي و زيست محيطيِ اين سرزمين، وظيفه‌اي جدي و آزموني مهم براي كارآيي دولت است.

 

حفظ ميراث فرهنگي، صيانت از مرزهاي فرهنگي يك كشور است. آيا اهميت آن از حفظ مرزهاي جغرافيايي كمتر است؟

 

بياييد هزينه‌ي پروژه‌هاي سدسازي را با كل هزينه‌ي آموزش در كشور مقايسه كنيم!

 

آيا رتبه‌ي سوم سدسازي در دنيا، رتبه‌ي كشاورزي ما را ارتقاء داده است؟

 

توليد انرژي برق- آبي به چه قيمتي؟!

 

سازندگي آري، تخريب نه!

 

به آيندگان چه پاسخي خواهيد داشت؟!

 

توسعه‌ي پايدار با تخريب محيط زيست و ميراث فرهنگي مناسبتي ندارد.

 

چرا دنيا ايران را به نفتِ آن مي‌شناسد، نه ميراث فرهنگي و تمدن پرسابقه‌ي آن (مانند مصر و هند) ؟!

 

رتبه‌ي سوم در سدسازي و رتبه‌ي اول در فرسايش خاك و بيابان‌زايي!

 

800 سد در دست احداث يا در حال مطالعه!‌ چند محوطه‌ي باستاني و چند صدهزار هكتار زمين كشاورزي نابود خواهد شد؟!

 

عصر سدسازي‌هاي كلاسيك به دليل خسارات غيرقابل جبران آنها مدت‌هاست به سر رسيده است. ولي ما تازه آغاز كرده‌ايم!

 

اعتراضات مردميِ گسترده به احداث سد سيوند چه پاسخي يافته است؟ شروع آب‌گيري سد سيوند!

 

آيا دولت بدون كارشناسانِ خودي مي‌تواند اثبات كند كه سدسازي‌ها ضرورتي اجتناب‌ناپذيرند؟!

 

مجوز سازمان ميراث فرهنگي براي آب‌گيريِ سد سيوند، مجوز مردم و متخصصانِ مستقل نيست!

 

آيا دولتمردان نمي‌دانند سدسازي چه بر سر درياچه‌ي اروميه و رود كارون آورده‌ است؟! و آيا اهميت مي‌دهند؟!

 

آيا با سرمايه‌گذاري بسيار كمتر بر روي انرژي آفتابي يا احياي قنات‌ها به نتايج بهتر و پايدارتري نمي‌رسيم؟

 

آيا سازمان ميراث فرهنگي و سازمان حفاظت محيط زيست «چرخ پنجم» دولت‌اند؟!

اين سازمان‌ها چگونه مي‌توانند با تخريب ميراث‌هاي طبيعي- تاريخي كشور مقابله كنند؟

 

چه بر سر ميراث فرهنگي و محيط زيست اين سرزمين مي‌آيد؟

 

خواست دموكراتيك ما: انتخابِ روساي سازمان‌هاي محيط زيست و ميراث فرهنگي بايد با مشاركت و تاييد نهادهاي غيردولتيNGO)-ها) و كارشناسان مستقل انجام شود.

 

كميته‌اي متشكل از كارشناسان و متخصصان غيردولتي بايد پرونده‌ي سد سيوند و اساسا كارنامه‌ي سدسازي در ايران را بررسي كند.

 

ما چه مي‌گوييم:  درد دل صدها هزار ايراني دردمند

ما چه مي‌خواهيم: پاسخ‌گويي دموكراتيك و شفاف

 

هر تمدن تاريخي، حتي يك تمدن گمنام، شايسته‌ي صيانت و حفاظت است.

سدسازي يا استفاده‌ي بهينه از آب؟

كار مهم‌تر از سدسازي و انتقالِ آب از يك حوزه به حوزه‌ي ديگر، ارتقاي روش‌هاي آبياري است كه در ايران تقريبا هيچ توجهي به اين امر نشده است.

 

با جلوگيري از فرسايش خاك كه منجر به كم شدن حجم مفيد سدها مي‌شود، مي‌توان سالانه به اندازه‌ي ساختن يك سد (در حد سد كرج) به ظرفيت ذخيره‌ي آب كشور اضافه كرد.

 

در سدسازي‌هاي ايران، احداث شبكه‌هاي آب‌رساني زير سد چنان به كندي پيش مي‌رود، كه تا تكميل آن‌ها، عمده‌ي حجم مفيد سد از رسوب انباشته مي‌شود! طول شبكه‌هاي اصلي و فرعي آب‌رساني (كه وجودشان به اندازه‌ي خود سد در امر آب‌رساني به كشتزارها مهم است) در محدوده‌هاي زير سدهاي ساخته‌شده‌ي ايران، كمتر از يك چهارم ميزان مورد نياز است.

 

از تجربه‌هاي ديگران استفاده كنيم:

در امريكا از سال 1912 تاكنون، 465 سد را خراب كرده‌اند تا رودخانه‌ها به وضع طبيعي برگردند و از آب، در امتداد مسير استفاده شود.

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم بهمن 1385ساعت 4:14  توسط کرگدن  |